تبلیغات
چارسوق اندیشه اراک


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:دوشنبه 7 اردیبهشت 1394-04:40 ب.ظ

انتشار کتاب «فیلسوف آمریکایی»


«فیلسوف آمریکایی» (The American Philosopher) مجموعه گفتگوهایی را در بر می‌گیرد که جووانا بورادوری (giovanna Borradori) با نه تن از فیلسوفان آمریکایی صورت داده است. این نه تن عبارتند از کواین، دیویدسون، پاتنام، نازیک، دانتو، رورتی،کاول، مک‌اینتایر و کوهن. به زودی ترجمه این کتاب به قلم من و از «انتشارات حکمت» وارد بازار خواهد شد. در ذیل، مقدمه‌ای را می‌خوانید که بر این کتاب نگاشته‌ام:

این نکته که در کتاب حاضر، نام مک‌اینتایر نیز در میان طرف‌های گفتگو قرار دارد و بخشی به او اختصاص داده شده است، پرسشی را به ذهن می‌آورد: معیار و ملاک ما برای آنکه فلان متفکر را به بهمان سرزمین نسبت دهیم، چیست؟ چرا شخصیتی همچون مک‌اینتایر ـ با ریشه و اصالتی اسکاتلندی ـ فیلسوف آمریکایی قلمداد می شود؟ چرا فی‌المثل آدورنو یا مارکوزه ـ با وجود اقامت دیرینه در ایالات متحده ـ آمریکایی نشدند؟ پاسخ این پرسش را در این حقیقت می‌توان یافت که پیوند میان اندیشمندان، بیش از آنکه معلول حضور در یک سرزمین باشد، محصول جغرافیای واحد فکری است.

مک اینتایر ـ حتی اگر به آمریکا نیز عزیمت نمی‌کرد ـ با تأکیدی که بر تاریخ فلسفه و نیز سنت اخلاقی می‌گذاشت، به سختی در میان فیلسوفانِ عمدتاً تحلیلی بریتانیا جای می‌گرفت و با تفکر آمریکایی بیشتر قرابت داشت. همین سخن درباره مثلاً ژرژ گورویچ (Georges Gurvitch) ـ فیلسوف و متفکر اجتماعی فرانسوی ـ نیز صادق است؛ گورویچ بیش از آنکه از سنت فرانسوی یا قاره‌ایِ اندیشه به طور کلی تأثیر پذیرفته باشد، تحت نفوذ هربرت مید (Herbert Mead)، فیلسوف عمل‌گرای آمریکایی است. از همین رو خود نیز ـ با آنکه برخلاف مک‌اینتایر، در ایالات متحده اقامت نگزید ـ متفکری با صبغه آمریکایی به حساب می‌آید.

گواهان روشن‌تر این سخن، پوپر و ویتگنشتاین هستند که با رگ و ریشه‌ای قاره‌ای، در هیأت فیلسوفان بریتانیایی ظاهر می‌شوند. از روزگاران پیشین نیز می‌توان به پیر گاسندی (Pierre Gassendi)، فیلسوف فرانسوی قرن هفدهم (1592-1655) اشاره کرد که به‌واسطه تجربه‌گرایی و ماده‌باوریش، بیشتر با سنت فلسفه بریتانیا همخوانی داشت. از همین رو، ذکر نام مک‌اینتایر در میان فیلسوفان آمریکایی غریب نیست و در اینجا ـ به بیان بورادوری ـ «دیوار اقیانوس اطلس» برداشته می‌شود.

اما نکته تأمل‌برانگیز دیگر، غیاب فیلسوفانی تأثیرگذار و جریان‌ساز ـ نظیر جان راولز و نوام چامسکی ـ است. در هویت آمریکایی این اندیشمندان تردیدی نیست. با اینحال چرا در این مجموعه گفتگوها حضور ندارند؟ بورادوری در این کار، اساساً از سنت عمل‌گرایی آمریکایی تبعیت کرده است؛ وی بر حسب اهداف و نیازهای خود، اندیشمندانی را به عنوان طرف‌های گفتگو «برگزیده است.» بر این اساس و به تأسی از ویلیام جیمز (در اصول روان شناسی)، باید گفت که تجربه و استدلال محض وجود ندارد. هر نوع تجربه و استدلالی، گزینشی (selective) و منوط به نیازها و اهداف ماست. تجربه محض چیزی جز بی‌نظمی (chaos) نیست و گزینش انسان به آن سر و شکل می‌دهد. هدف بورادوری، ترسیم نمایی کلی از تفکر آمریکایی در قرن بیستم، یا به قول خودش نقشه‌نگاری نوینی از آن است. از مدخل این گفتگوها، جریان‌های اصلی فلسفه آمریکایی، خط و ربطشان به سنت عمل‌گرایی قرن نوزدهم و نیز متفکرانی ادبی همچون امرسون و ثورو و پیوندهایشان با حوزه‌های مجاور، همچون علم، سیاست، هنر و اخلاق نمودار می‌شود. به جز این پیوندهای درونی، بناست مرزها، تقابل‌ها یا بده و بستان‌های این سرزمینِ فکری با سرزمین‌های دیگر، همچون اروپای قاره‌ای، بریتانیا و حتی شرق دور نیز به چشم آیند. بورادوری گفتگوها و طرف‌های گفتگو را با این هدف برگزیده است. امید که این اهداف ـ از مدخل ترجمه حاضر ـ درباره خواننده فارسی زبان نیز تحقق یابد و وی مختصات فکری این نه اندیشمند و ایضاً حدود و ثغور فلسفه آمریکایی در قرن بیستم را بیشتر و بهتر بشناسد. چنین بادا!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 23 فروردین 1394-09:51 ب.ظ

آیا باید منتسکیو را بنیان گذار جامعه شناسی دانست؟

ریمون آرون منتسکیو را بنیانگذار جامعه شناسی می داند، زیرا بر این عقیده است که « اگر فقط وضع کردن اصطلاح جامعه شناسی برای جامعه شناس بودن کافی نباشد و منظوری خاص یعنی شناخت علمی امر اجتماعی  به عنوان امر اجتماعی هم ضرورت داشته باشد ، در این صورت منتسکیو همان قدر جامعه شناس است که کنت.» ( آرون ، 1384 ، ص25 ) و بنابراین او را نه یک پیشرو که همچون دورکیم و وبر در ردیف بنیان گذارن  جامعه شناسی معرفی می کند. آرون این نتیجه را بر اساس تعریفی از جامعه شناسی اخذ می کند که در مقدمه ی اثر خود،مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی  ارائه کرده است. « جامعه شناسی بررسی ذات اجتماعی است که می خواهد این امر را، خواه در مرتبه ی ساده ی مناسبات بین اشخاص و خواه در مرتبه ی کلی مجموعه های وسیع مانند طبقات ملل، تمدنها، یا به قول معروف  در مرتبه ی جوامع کلی،به نحوی علمی مطالعه می کند.» ( همان ، ص12 ) این تعریف به دو اصل کلی اشاره دارد: 1. استقلال امر اجتماعی و 2. تبیین علمی. امر اجتماعی به واقعیت هایی اشاره دارد که فراتر از خصلت های فردی است و از روابط اجتماعی انسانها اخذ می شود. با استفاده از مفهوم امر اجتماعی است که بنیانگذاران جامعه شناسی توانستند جامعه را به عنوان یک متغیر مستقل بر رفتار انسان ها  وارد کنند. نمونه ی بارز این تلاش، پژوهش دورکیم درباره ی خودکشی است.  او نشان می دهد که چگونه جامعه می تواند بر شخصی ترین تصمیمات یک  فرد اثر بگذارد. در واقع امر اجتماعی  واقعیتی را نشان می دهد که قابل تحویل به هیچ یک از حوزه های دیگر علوم انسانی از جمله روانشناسی یا انسان شناسی نیست. بنابراین وقتی آرون از" ذات اجتماعی به عنوان ذات اجتماعی" دم می زند منظورش مقابله با تقلیل امر اجتماعی است. اما آیا براستی می توان سراغی از مفهوم "امر اجتماعی" در نظریه منستکو،  آنچنان که دورکیم و وبر آن را به کار می برند، گرفت؟
اگر به شرح آرون و ویلیام تامس جونز توجه کنیم، هر دو از تلاشی آغاز کرده اند که منتسکیو صرف یافتن راهی برای آشتی دادن " گوناگونی نا مربوط" و " نظم معقول" می کند. جونز گوناگونی نامربوط و نظم معقول را با یکنواختی و یکسانی و دگرگونی و اختلاف و تنوع توضیح می دهد. در واقع هر دو با استفاده از این مفاهیم درصدد توضیح تلاش منتسکیو برای یافتن قوانین ثابت در ورای تنوعی است که در زندگی اجتماعی انسانها جاری است. آرون مسئله را اینگونه طرح می کند : « چگونه می توان نظمی معقول کشف کرد؟ طبیعت این نظم معقول که باید جانشین گوناگونی ریشه دار عادات و آداب گردد چگونه خواهد بود؟ » ( همان ، ص26 )
جونز نیز این مسئله را با تشبیه اوضاع اجتماعی و اوضاع طبیعی تشریح می کند. در صورت طبیعت، ما با مجموعه ای متنوع و گوناگون از پیامدها و رویدادهایی مواجه هستیم که ظاهرا نامربوط و متکثرند. اما در کنه این تنوع سرگیجه آور ، نظمی منطقی و معقول وجود دارد که قادر به توضیح این رویداد هاست(جونز، 1383 ، ص888 )و بدین ترتیب قصد منتسکیو برای یافتن قوانین کلی حاکم بر رفتار آداب و رسوم و ...  آشکار می شود. این هدف باعث می شود تا آرون کار منتسکیو را همچون کار وبر کاری جامعه شناختی بداند. او می نویسد: «منتسکیو درست مانند ماکس وبر می خواهد از داده های نا مربوط بگذرد تا به نظم معقول برسد. آری این مشی ، همانا مشی خاص جامعه شناسی است.» ( آرون ، 1384 ، ص26 )اما آنچه زیر بنا یا قوانین کلی حاکم بر رفتار انسانها ست چیست؟ اگر منظور از قوانین کلی همان مبنای ثبات در رفتار انسانها باشد منتسکیو ابتدا با شرایط  آب و هوایی و جنس خاک یا به طور کلی از محیط جغرافیایی آغاز می کند که به نظر او از اهمیت بیشتری برخوردار است. تاثیر شرایط جغرافیایی را هم بر نظام های سیاسی و هم بر خلق و خوی انسانها می توان مشاهده کرد؛ «جمهوری طبیعتش چنان است که باید سرزمین کوچکی داشته باشد، بدون این شرط جمهوری نمی تواند به هیچ وجه  پایدار بماند.» ( همان ، ص33)  و دولت سلطنتی وسعتی متوسط را داراست و حکومت های استبدادی دارای سرزمین های بزرگی هستند. «صفات روح و عواطف قلب انسانی در آب و هوا های مختلف تفاوت دارند، اگر این موضوع را قبول کنیم پس بنا به ا ختلافات طبایع، قوانین هم در آب و هوا های مختلف باید تغییر کند.... در اقالیم سردسیر انسان بیشتر قوت دارد و عمل قلب و عکس العمل انتهای الیاف در آنجا بهتر است.... مثلا اثرات آن اعتماد به نفس کامل یعنی تهور و فعالیت است.... و عدم تمایل به انتقام است و اعتماد محکمی به امنیت. یعنی صداقت کامل و نداشتن حیله و سوءظن می باشد... مردان کشور های گرمسیر مثل پیرمردان ترسو هستند، ولی مردمان کشورهای سردسیر برخلاف آنان مثل جوانان متهورند... این ملاحظه آنچه را گفتیم تایید می کند که در کشورهای سردسیر دسته ها ی عصب کمتر شکفته اند و داخل غلاف خود می شوند و از عمل و تاثیر اشیاء خارجی محفوظ می باشند. بنابراین احساسات تند نیست و مردم در مقابل کمتر حساس می باشند.ولی در کشورهای معتدل این حساسیت بیشتر است و در کشورهای گرمسیر به حد اعلی می رسد...» ( تنهایی ، 1388 ، ص146 ) علاوه بر این تنهایی تاثیر آب و هوا را در نظریه ی منتسکیو بر احکام مذهبی، شیوه های ازدواج، اخلاق و محرمات نیز نشان می دهد. بنابراین به نظر می رسد در رابطه با منتسکیو باید از تقدم امر محیطی سخن راند. زیرا آنچه عامل ثبات رفتار جوامع مختلف می شود شرایط جغرافیایی است. اما او به قانونی دیگر نیز اشاره می کند. قانون موضوعه که مراد از آن قوانینی است که انسانها خود وضع می کنند. این قوانین باید هر چه بیشتر به قوانین طبیعت نزدیک باشد.  ( جونز ، 1383، ص892 ) از این حیث او همانند لاک بر پشتیبانی اصول موضوعه یا امر سیاسی از طبیعت و سرشت انسانی تاکید می کند.
 اما اگر لاک بر امر اخلاقی و انسان عقلانی تاکید می کرد  و نظم و ثبات جامعه را بر مبنای تعریف خود از انسان استوار می دید، منتسکیو از نظریه پردازی بر مبنای تعریف انسان کاملا دور شد. در واقع تقدم علّی در نظریه ی منتسکیو با ساخت محیطی است. ازاین نظر اختلافی اساسی میان منتسکیو و نظریه پردازانی  همچون ماکیاولی ، هابز و لاک  که هر سه بر مبنای ویژگی های روانی_ فلسفی انسان در جست و جوی نظم و ثبات رفتار انسان  بودند، وجود دارد.زیرا منتسکیو ریشه نظم و ثبات در رفتار آدمی  را بر اساس شرایط محیطی _جغرافیایی استوار می دید.  به عبارت دیگر ساخت جامعه تابعی است از اوضاع جغرافیایی. این اوضاع طبیعی- محیطی بر شکل قوانین موضوعه اثر می گذارد و ساختار سیاسی جامعه را شکل می بخشد. در واقع منتسکیو از حیث گذر از وضع طبیعی به وضع سیاسی تقریبا همانند پیشینیان خود عمل می کند. اما با این تفاوت اساسی که وضع طبیعی محصول ویژگی های آدمی نیست بلکه تابع شرایط جغرافیایی است. خلق و خوی و ویژگی های آدمی نیز متاثر از محیط اند. در نظریه های پیشینیان تقدم علّی با ویژگی های آدمی بود اما در نظریه ی مونتسکیو این تقدم با محیط جغرافیایی است. تا بدین جا روشن است که تفاوتی اساسی میان مونتسکیو و پیشینیان او وجود دارد و حق با آرون است که او را بیشتر با جامعه شناسانی چون وبر قابل مقایسه می داند  تا جان لاک. اما  آیا چیزی که منتسکیو  نظم و ثبات رفتار انسان ها را بر آن استوار می بیند، همانی است  که وبر و دورکیم  معرفی می کنند؟ یعنی امر اجتماعی؟  
برای پاسخ به این پرسش باید به تعریف مفهوم " امر اجتماعی " بازگردیم. این تعریف به" روابط متقابل اجتماعی نسبتا پایداری " اشاره دارد  که بنا بر تعریف دورکیم واقعیتی خارجی است وبر رفتار انسان ها جنبه ای تحمیلی و الزام آور دارد که از آن با نام "ساخت اجتماعی" یاد می شود(تنهایی،1389) این مفهوم اشاره به این اصل دارد که افراد در رابطه با یکدیگر و برای بر آوردن نیاز های خویش به کنش های متقابلی دست می زنند . این کنش ها در روابط متقابل واقعیتی را به وجود می آورند که  نمی تواند جنبه ای فردی داشته باشد بلکه به عقیده دورکیم امری بیرونی و تحمیلی نسبت به انسان است. اساسا جامعه شناسی با این اصل آغاز می شود که واقعیتی که در روابط متقابل انسانها پدید می آید قابل تقلیل به هیچ واقعیت دیگری از جمله محیط جغرافیایی نیست. بنابراین بر اساس همان تعریفی که آرون از جامعه شناسی ارائه می کند، منتسکیو را نمی توان در ردیف بنیانگذاران قرار داد.
 وبر نظم معقول در تاریخ را بر اساس انواع کنش اجتماعی بررسی می کند. برای وبر سیاست نیز تابعی از همین انواع واکنش اجتماعی است. از این رو اگر چه حق با آرون است، که هر دو در پی  معقول گردانیدن تاریخ هستند اما مشی آنها با هم متفاوت است. زیرا منتسکیو همچون پیشینیان خود تنوع و اختلاف ظاهری را با تشریح وضع طبیعی توضیح می دهد و آن را به ویژه به محیط جغرافیایی نسبت می دهد.در حالی که وبر تحلیلی اساسا جامعه شناختی ارائه می کند و برای توضیح آن نظم معقول، از مفهوم "کنش اجتماعی" استفاده می کند.  این مفهوم چنان که آرون نیز اشاره می کند برای توضیح نظمی به کار می رود که در ورای تنوع سرگیجه آور تاریخ وجود دارد. به یاد داشته باشیم که وبر تکلیف هزاران سال از تاریخ را با استفاده از مفهوم "کنش اجتماعی سنتی" روشن می کند. به عبارت دیگر میان امر اجتماعی و آنچه که درباره منتسکیو می توان امر محیط جغرافیایی نام برد تفاوتی اساسی وجود دارد. اولی ما را به بررسی در فرهنگ، زبان،ترکیب جمعیت، چگونگی شکل گیری گروه های اجتماعی، منابع قدرت ایشان و صد ها موضوعاتی که امروز جامعه شناسی به آن می پردازد سوق می هد، ولی دومی راهی را می گشاید که در آن باید در جستجوی ویژگی های محیط طبیعی و بررسی تاثیر آن بر رفتار انسان ها بود. این مورد اخیر هر چه باشد امروزه جامعه شناسی خوانده نمی شود.بنابراین با وجود تحول اساسی نظریه ی منتسکیو نسبت به پیشینیان، او را همچنان باید در ردیف پیشروان  جامعه شناسی قرار  داد. زیرا تا رسیدن به امر ناب اجتماعی و ظهور دورکیم راهی دراز در پیش است.
این نکته را نیز باید به عنوان نتیجه  اضافه کرد که "فکر پیشرفت "  که آرون از آن به عنوان وجه تفاوت منتسکیو و بنیان گذاران جامعه شناسی یاد می کند، اگر چه تفاوتی مهم به شمار می رود اما از نظر منطق امر اجتماعی اساسی همان است که در بالا شرح آن رفت. به عبارت دیگر اگرچه  وجود فکر پیشرفت در اندیشه کنت و سایرین و فقدان آن در اندیشه منتسکیو باعث می شد تا او همچنان با جامعه شناسان بنیان گذار متفاوت باشد، اما تفاوت عمده به مساله "امر اجتماعی" باز می گردد که در جامعه شناسان بنیان گذار دیده می شود.
•     آرون ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامه شناسی، باقر پرهام، انتشارات علمی و فرهنگی، 1384.
•        ابوالحسن تنهایی حسین، جامعه شناسی پیشقراول در غرب جدید، تهران، انتشارات بهمن برنا، 1388.
•    ابوالحسن تنهایی حسین، جامعه شناسی نظری، تهران، انتشارات بهمن برنا، چاپ سوم، 1389.
•    جونز ویلیام، خداوندان اندیشه ی سیاسی، علی رامین، جلد دوم، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، 1383.


مطلب فوق پیش از این در انسان شناسی و فرهنگ انتشار یافته است.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:شنبه 15 فروردین 1394-07:59 ب.ظ

چارسوق اندیشه اراک

بساط ما دو تن، در «چارسوق اندیشه اراک»، همه آن چیزی است که از ذهنمان می گذرد. مخاطب ـ بخوانید مشتری ـ متاعمان را شاید خنزر و پنزر ببیند و شاید در غلتان. انتخاب با اوست، اما بضاعت ما جز این نیست. چوب حراج خواهیم زد به موجودی انبار ذهنمان. اگر به چشم خریدار بنگرید، از این بازار دست خالی برنخواهید گشت. از هر سوق و سویِ علوم انسانی، ریز و درشت، هر قلم که بخواهید، در بساط ما یافت می بشود. از فلسفه گرفته تا جامعه شناسی و از ادبیات گرفته تا روان شناسی. مسایل جاری روز ـ و عمدتاً فقراتی که از چشم دیگران پنهان می ماند ـ نیز جنس جور ماست. شتاب کنید و این سودای سودمند را از کف ندهید.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()